جوک خفن
شبي يه بچه مي ره لب پنجره و مي بينه: زن و شوهري دارن حال مي کنن، باباشو صدا مي زنه و مي پرسه؟ بابا اونا دارن چي کار مي کنن؟ بابا هه مي گه: هيچ چي، دارن باهم شوخي مي کنن. کار زن و شوهره به جاهاي باريک مي کشه، باز بچه هه مي پرسه؟ بابا حالا دارن چي کار مي کنن؟ بابا هه باز مي گه: هيچ چي، دارن باهم شوخي مي کنن. بچه هه مي بينه: زن و شوهره بد جورايي تو هم پيچيدن، مي گه: بابا، بابا، بيا ببين: شوخي شوخي دارن ترتيب همديگرو مي دن.
يك بابايي چيزش خيلي بزرگ بوده (بزرگ تر ازين حرفها!) بهش ميگن تو فلان جنگل استراليا يك قورباغه هست، كه اگه بتوني ازش يك سوال بپرسي كه بگه نه، واسه هر يك نه ده سانت چيزت كوتاه ميشه. خلاصه يارو با هزار بدبختي و مصيبت خودشو ميرسونه به قورباغه، ازش ميپرسه: خاله قورباغه، زن من ميشي؟! قورباغه ميگه: نه و يهو چيز طرف ده سانت كوچيك ميشه. يارو يك نگاه ميكنه، ميبينه هنوز خيلي بلنده، باز ميرسه: خاله قورباغه زن من ميشي؟ باز قورباغه ميگه: نه و چيز طرف ده سانت ديگه كوچيك ميشه. يارو يك نگاه ميكنه، ميبينه تقريبا خوبه، ولي يك ده سانت ديگه جا داره كوتاه شه. دوباره ميپرسه: خاله قورباغه، زن من ميشي؟ قورباغهه حوصلش سر ميره، ميگه: گفتم كه، نه نه نه نه نه
پيرزنه لخت ميره جلوي شوهرش و ميگه: حاجي، برات لباس عشق پوشيدم! پيرمرده ميگه: دستتون درد نكنه حاجخانم، ولي كاشكي اتوش ميكردي!
سرخپوسته ميره داروخانه يك كاندوم ميخره، بعد از يه مدت مياد ميگه آقا يه كاندوم قوی تر بده. يارو ميگه چرا؟ سرخپوسته ميگه: مرد سرخپوست قوی، زن سرخپوست قوی، كاندوم، بووووم....! يارو بهش يه كاندوم محكم تر ميده، بازم بعد از يه مدتی برميگرده، ميگه: زن سرخپوست قوی، مرد سرخپوست قوی، كاندم بووووم...! اين دفعه يارو يه كاندوم آهنی بهش ميده. بعد از يه مدتی زن سرخپوسته سياه پوش مياد ميگه: مرد سرخپوست قوی، زن سرخپوست قوی،كاندوم قوی، تخم طرف چپ بوووووم...!
لره میخواسته با زنش کار خیر کنه ولی بچش مزاحم بود.بهش گفت بابا بیا این هزار تومان رو بهت میدم پونصدش رو ماست بخر باقیش سی خودت.بچهه گفت نیخم! نیخم! نیخم!(نمیخوام).باباهه گفت پس بیا این هزارو پونصدو بگیر پونصد رو ماست بگیر هزار سی خودت.بچه گفت نیخم !نیخم! نیخم!باباهه گفت عجب بس بیا دیگه این دوهزار تومان رو بگیر پونصد ماست بگیر و هزار و پونصدش سی خودت.بازم بچه گفت نیخم!نیخم!نیخم!باباش عصبانی شد گفت پدر سگ پس تو بیا داتو (مادرتو) بکن تا من برم ماست بگیرم!
دختره میره ماه عسل برگشتنی این پاشو میندازه روی اون پاش
این پاش به اون پاش میگه : چه عجب از این ورا
یه فارسه و یه لره لب دریا یه چراغ جادو پیدا میکنند. دست که بهش میزنن غول چراغ میاد بیرون و میگه: داشتم با یه فرشته حال میکردم. حالا مزاحم کارم شدید ترتيب شما دوتا رو همین الان ميدم! فارسه میگه آقا غوله اون ور نیگا. تا غوله اون ور نگاه میکنه فارسه میزنه به چاک. غول برمیگرده میبینه فارسه در رفت. به لره میگه حالا که رفیقت در رفت تو رو همین جا الانه خشک خشک ترتيبتو ميدم. لره میگه آقا غوله اون ور نیگا. تا غوله اون ور نگاه میکنه لره تف میکنه توی دستش و سریع میماله در ک-و-ن-ش
بچه از مامانش میپرسه: مامانی اون چی بود دیشب از لایه پای بابا می خوردی؟؟!! مامانش میگه ماکارانی بود پسرم!
بچه میگه پس چرا یه دونه بود؟؟
مامانش میگه آخه " تک ماکارون" بود
دختره غضنفر عروسی میکنه. همون شب فرار می کنه میاد خونه!!! باباش میگه: چته؟!!! دختره میگه:" بابا عروسی فیلم بود!! میخوان ترتيب منو بدن!!!
یک روز یک يارو اصلا هیچی حالیش نبوده و چشمو و گوشش بسته بوده به اسم احمد . خلاصه احمد ازدواج میکنه و یک زن میگیره به نام مریم . یک سال از ازدواجشون میگذره که مریم میبینه این احمد اصلا باهاش حال نمیکنه . این موضوع رو به مادرش میگه و مادرش میگه تو لخت بشو و برو زیر پتو و بگو احمد بیاد پتو رو از روت برداره وقتی ببینه لختی حتما شروع ميكنه. مریم شب این کار رو میکنه و به احمد میگه تا بیاد و پتو رو از رویش برداره خلاصه اینقدر مریم اصرار میکنه تا احمد میاد و پتو رو برمیداره و مریم رو لخت میبینه و یه هو میگه: هو هو ... مریم دودول نداره
غضنفر میره دکتر میگه: آقای دکتر تخمم درد میکنه، دکتر دست میزنه میگه: الان چه احساسی داری؟ میگه: دکتر جون دوست دارم ادامه بده!
